داستانی از کریم خان زند

Sunday, May 24, 2009

 روزي مردي رو به دربار خان زند مي آورد و با ناله و فرياد مي خواهد كه كريمخان را فورا ملاقات كند. سربازان مانع ورودش مي شوند.. خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان خان بزرگوار زند دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند.مرد به حضور خان مي رسد. خان از وي مي پرسد كه چه شده مرد كه چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با درشتي مي گويد همه امولم را دزد برده و الان هيچ در بساط ندارم. خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟ مرد مي گويد من خوابيده بودم. خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟

 مرد در اين لحظه پاسخي مي دهد كه فقط مردي آزاده عادل و دمكرات چون كريمخان تحمل و توان شنيدنش را دارد. مرد مي گويد من خوابيده بودم چون فكر مي كردم تو بيداري! 

خان بزرگوار زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند. و در آخر مي گويد اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم.

منبع: مجتمع آموزشی نمونه و بین المللی توحید دبی

VN:F [1.9.2_1090]
Rating: 5.0/5 (2 votes cast)
VN:F [1.9.2_1090]
Rating: +1 (from 1 vote)
داستانی از کریم خان زند, 5.0 out of 5 based on 2 ratings




Please note: Comment moderation is enabled and may delay your comment. There is no need to resubmit your comment.

Headlines

انتخاب نام دامنه (Domain Name)

انتخاب نام دامنه (Domain Name)

براي هر بنگاه اقتصادي، حداقل يك بار پيش مي آيد كه

Read More
ميزباني وب سايت

ميزباني وب سايت

بعد از انتخاب نام دامنه، وب سايت شما بايد ميزباني شود.

Read More
ميزباني وب سايت

ميزباني وب سايت

همان طور كه در شماره قبلي عنوان شد، تمامي اطلاعات مربوط

Read More
بهترين استراتژی بازاریابی الکترونیکی

بهترين استراتژی بازاریابی الکترونیکی

بهترين استراتژی بازاریابی الکترونیکی: ارتباط مناسب و دائم با مشتریان بر

Read More
تاثير محتواي وب سايت در افزايش ترافيک

تاثير محتواي وب سايت در افزايش ترافيک

12 روش قطعی استفاده از محتواي غني به منظور سرازیرشدن سیل

Read More